|
در ایام پر برکت عید غدیر خم و در جهت تکریم مقام والای شهیدان ،فرزندان مراکز شبه خانواده بنیاد خیریه سپهر با حضور در منزل مادر شهید محمدافضل شاهرخی، ضمن تبریک این عید بزرگ با خانواده ایشان دیدار کردند.
بوي خوش بهشت از کنار آن آبگير، يعني غدير عرشيان و بهشتيان، جان ها را مي نوازد. اين چه بوي خوشي است که حتي پس از عبور صدها سال هنوز فضاي جان مشتاقان را مي نوازد. غدير تکرار اولين است در کلام آخرين، همان کلام نوراني که در اولين پيام، علي را به برادري خواند و در غدير، اعلام ولايت و امامت او را فرمود. مهر بي مثال، از آفتاب نوراني تر و گرمابخش تر، صبحگاهان به اشارت او سر از خواب بر مي دارد. ستارگان آسمان نيز وامدار نيم نگاه اويند و ما هم جرعه نوش جام ولاي آن بزرگ، آن عزيز، آن مهربان تر از پدر، آن جاري تر از باران... آن روز وقتی به بچه ها گفتیم قرار است تعدادی از شما به دیدار خانواده شهید محمد افضل شاهرخی بروید ، بسیار خوشحال بودند ، زمان را برای رفتن از دست نمی دادند . هریک شاخه گلی به دست گرفته بودند و التهاب رفتنشان دوچندان بود. بالاخره انتظار به پایان رسید ،به منزل شهید رسیدیم، حاج خانوم با قدی خمیده اما نگاهی پر از شوق به استقبال بچه ها آمد . در کنار مادر شهید نشستیم. آغاز کلام معرفی شهید از زبان برادرش بود .از رشادت ها و دلاوری های او گفت، از اینکه سیزده سال سن داشت كه دفاع از مرزهای این آب و خاک را آغاز كرد، او به بخش هایی از وصیت نامه محمد افضل اشاره کرد و بچهها را به الگو گرفتن از شهیدان تشویق نمود . در نگاه مادر شهید غم گذشته ها موج میزد، اما از اینکه فرزندش هم اکنون باعث سربلندی اوست شادمان بود. لحظهها به سرعت می گذشت. مادر شهید با صدایی آرام و دلنشین از بچه ها تشکر می کرد، از اینکه عیددیدنی امسالش ، با سالهای گذشته خیلی فرق می کرد، با تمام وجود خوشحالی اش را در پس کلمات مهربانش تکرار می کرد. بچه ها نیز از این دیدار درس بزرگی چون صبر ، ایثار و فداکاری آموختند. |